ادبی- فرهنگی – کانون فرهنگی-سیاسی خلق تورکمن نشریه الکتریکی کانون تورکمن Thu, 26 Dec 2019 15:10:08 +0000 fa-IR hourly 1 https://wordpress.org/?v=5.3.6 /wp-content/uploads/2019/09/favicon-150x150.png ادبی- فرهنگی – کانون فرهنگی-سیاسی خلق تورکمن 32 32 آوار فاجعه حکومت اسلامی بر سر جوانان ایرانی! /politics/auar-fajah-hkumt-aslami-br-sr-juanan-ai/ /politics/auar-fajah-hkumt-aslami-br-sr-juanan-ai/#respond Thu, 26 Dec 2019 15:10:08 +0000 /?p=2372 برای درک بهتر این‌که هر جامعه‌ای چگونه به آینده خود می‌اندیشد و برای آن آماده می‌شود، باید به سراغ سیاست‌ها و رویکرد آن کشور در مورد نسل جوان رفت. آن‌چه در ایران بر جوانان می‌گذرد، وجود کودکان کار، دخترانی که در سن کودکی مجبور به ازدواج می‌شوند و چندوچون برخورد حکومت با آموزش و مسائل …

The post آوار فاجعه حکومت اسلامی بر سر جوانان ایرانی! appeared first on کانون فرهنگی-سیاسی خلق تورکمن.

]]>
برای درک بهتر این‌که هر جامعه‌ای چگونه به آینده خود می‌اندیشد و برای آن آماده می‌شود، باید به سراغ سیاست‌ها و رویکرد آن کشور در مورد نسل جوان رفت.

آن‌چه در ایران بر جوانان می‌گذرد، وجود کودکان کار، دخترانی که در سن کودکی مجبور به ازدواج می‌شوند و چندوچون برخورد حکومت با آموزش و مسائل جوانان آینه تمام‌نمای افق‌هایی است که جمهوری اسلامی در برابر جامعه ایران قرار داده است.

کودکان کار یا بردگی جدید

مرگ دلخراش دو نوجوان مریوانی که به‌خاطر تنگدستی خانواده به‌ناچار به کولبری روی آورده بودند، بار دیگر موضوع کودکان کار در ایران و شرایط ظالمانه آن‌ها را به‌طور گسترده در جامعه مطرح کرد.

امروز از هر چهار نوجوان در سن آموزش، یک نفر یا هیچ‌گاه به مدرسه راه پیدا نمی‌کند و یا پیش از پایان دوره متوسطه، بدون کسب مهارت‌های لازم حرفه‌ای، از نظام آموزشی خارج می‌شود.

رها کردن مدرسه و درس یکی از اشکال مهم نابرابری‌های گوناگون آموزشی و تبعیض آشکاری است که نسل جوان جامعه ایران آن را زندگی می‌کند. بخشی از این نوجوانان به‌ناچار و از همان سنین پایین سر از بازار کار در می‌آورند و، به دلیل نداشتن مهارت‌های لازم و نیز ضعف قوانین، سخت‌ترین و غیرانسانی‌ترین شرایط کاری را تحمل می‌کنند.

سخن از یک‌ونیم میلیون دختر و پسر نوجوان و جوانی است که در خیابان و مزرعه و در کارگاه‌ها و مراکز تولیدی و خدماتی با دستمزد ناچیز گاه به کارهای سخت تن می‌دهند.

ازدواج کودکان: بردگی جنسی

آمار آخرین سرشماری ایران در سال ۱۳۹۵ نشان می‌دهد که سالانه به‌طور متوسط ۳۵ هزار دختربچه کم‌تر از ۱۵ سال و ۱۶۰ هزار نوجوان دختر ۱۵ تا ۱۸ ساله مجبور به ازدواج می‌شوند.

جامعه ما شاهد وجود صدها هزار دختر نوجوان کمتر از ۱۸ ساله است که به جای مدرسه و کلاس درس سر از خانه «شوهر» در آورده‌اند، صاحب بچه یا بیوه شده‌اند و یا طلاق گرفته‌اند.

این برده‌داری جنسی کودکان و نوجوانانی که اغلب به خانواده‌های تهیدست شهرها و مناطق توسعه‌نیافته تعلق دارند، زیر سایه اصول دینی انجام می‌شود. حداقل سن ازدواج در ایران با وجود مخالفت کنشگران حوزه زنان و کودکان، کارشناسان مسائل اجتماعی و شماری از نمایندگان مجلس، به دلیل مقاومت شورای نگهبان و مجمع تشخیص مصلحت، همان ۱۳ سال باقی مانده و قوانین کشور زمینه قانونی گسترش این فاجعه انسانی علیه کودکان و نوجوان را فراهم کرده است.

نظام آموزشی پُرتبعیض

آسیب‌ها به کودکان کار و نوجوانان بازمانده از تحصیل و یا دختران خردسالی که به جای کلاس درس به خانه شوهر فرستاده می‌شوند فرو کاسته نمی‌شوند. کسانی که در نظام آموزشی می‌مانند هم به نوعی دیگر قربانی گفتمان آموزشی و کتاب‌های درسی، محتوای خسته‌کننده و بی‌ارتباط با دنیای امروزی جوانان و بیگانگی با نیازهای فرهنگی آن‌ها هستند.

تحمیل یک دین دولتی به نظام آموزشی و اختصاص دادن حدود ۲۵ درصد زمان آموزشی به تبلیغات دینی و سیاسی، تبعیض آشکاری است علیه اقلیت‌های رسمی و پنهان مذهبی و علیه کسانی که با دین حکومتی به روایت نظام آموزشی ناسازگارند و یا با دین و دینداری میانه خوشی ندارند.

همه این گروه‌ها ناچارند در فعالیت‌های آموزشی اجباری دین تحمیلی را تحمل کنند بدون آن که کسی از آن‌ها پرسیده باشد آیا با چنین معنویتِ عبوس و شست‌وشوی مغزی دینی موافق‌اند یا نه. این خشونت نهادی روزمره نظام آموزشی علیه میلیون‌ها جوانی که به مدرسه و دانشگاه می‌روند، سبب می‌شود رابطه فرد با اخلاق و معنویت و هر آن‌چه به دین و حکومت دینی و دینداری پیوند دارد آسیب‌زا و پرتنش باشد.

حضور حداکثری دینِ عبوس و سختگیر حکومتی همراه است با مجموعه‌ای از ممنوعیت‌ها، اگر و مگرها و محدودیت‌ها در درون فضای‌های آموزشی و در جامعه که جوانی کردن را دشوار و پرتنش می‌سازند.

در مدارس از هنر، رقص، شادی، موسیقی و دیگر فعالیت‌های هنری و فرهنگی خبری نیست و جوانان ناچارند هنر و فرهنگی را که به مذاق مسئولان خوش نمی‌آید، دور از چشمان نهادهای نظارتی تجربه کنند.

وجود فرهنگ زیرزمینی و نیمه‌پنهان جوانان نشانه آشکار جنگی فرهنگی است که در بطن جامعه ایران در جریان است. حتی تفریح ساده‌ای مانند رفتن به ورزشگاه دختران هم به موضوع درگیری چند ده ساله میان آن‌ها و مسئولان تبدیل شده بود و فقط فشارهای فیفا آن‌ها را مجبور به عقب‌نشینیِ حداقلی در زمینه‌ای کرد که عادی‌ترین سرگرمی برای دختران و پسران در همه‌جای دنیاست.

بی‌عدالتی آموزشی

دیگر وجه آسیب‌شناسانه نظام آموزشی گسترش بی‌عدالتی‌های آموزشی در ایران است. نظام آموزشی یکی از اصلی‌ترین نهادهای جامعه مدرن است که می‌تواند تا حدودی فرصت‌های برابر را برای نسل جدید فراهم آورد. در نظام آموزشی است که جوانان می‌توانند با مشارکت فعال و خلاقیت به مهارت‌هایی دست یابند که پیشرفت اجتماعی آن‌ها را ممکن می‌سازد.

در ایران، با گسترش بخش خصوصی آموزش که کمتر از ۱۵ درصد دانش‌آموزان را در بر می‌گیرد، دختران و پسران بخشی از مدارس دولتی، به‌ویژه در مناطق توسعه‌نیافته و روستایی، از سطح آموزشی و امکانات بسیار نازلی برخوردارند. نگاهی به پذیرفته‌شدگان در مؤسسات آموزش عالی، به‌و‌یژه در دانشگاه‌های دولتی، نشان می‌دهد که سهم مدارس دولتی و مناطق توسعه‌نیافته و فرزندان خانواده‌های تهیدست بسیار ناچیز است و دانش‌آموزان مدارس خصوصی از بیشترین امکانات برای موفقیت در امتحانات ورودی دانشگاهی برخوردارند.

امروز از هر چهار دانشجو در ایران فقط یک نفر در دانشگاه‌های دولتی درس می‌خواند و کسانی که نتوانند به این دانشگاه‌ها راه یابند، فقط در صورت داشتن امکانات مالی می‌توانند جایی برای خود در مراکز آموزش عالی بیابند.

گفتمان ایدئولوژیک آموزشی

خبری که درباره تغییرات جدید در کتاب‌های درسی و ادامه کنار گذاشتن برخی چهره‌های نامدار ادبی گذشته و حال و جایگزین کردن آن‌ها با مطالب تبلیغی مربوط به دین و سیاست با سر و صدای زیاد مطرح شد، مشتی دیگر از این خروار است.

پیام چنین سوگیری‌هایی که از فردای پس از انقلاب آغاز شده و همچنان ادامه دارد، کم‌وبیش روشن است: جوانان باید به جای یاد گرفتنِ نیما، شاملو، اخوان ثالث، سایه، فروغ فرخزاد، سیمین بهبهانی، شهرنوش پارسی‌پور، فریدون مشیری و بسیاری دیگر، با مطالبی آشنا ‌شوند که گاه نه تنها ارزش ادبی و آکادمیک چندانی ندارند که برای فرهنگ، فهم و آینده آن‌ها هم زیان‌آور است.

چهره‌های دینی و سیاسی و «شهدای انقلاب اسلامی» در بخش «نام‌آوران» کتاب‌های فارسی دوره ابتدایی جای اصلی را به خود اختصاص می‌دهند. آن‌ها به جای آشنا شدن با زندگی و آثار مریم میرزاخانی، فروغی، جمالزاده، فروغ فرخزاد و یا حتی مولوی، باید درباره زندگی شهدا و سرداران جنگ ایران و عراق، چهره‌های دینی دوران اولیه اسلام و یا افرادی مانند «آقا»، رجایی، تندگویان، باهنر، حججی و شیخ فضل‌الله نوری بخوانند و آن‌ها را الگوی زندگی خود قرار دهند.

بدین گونه است که شخصیت‌ها و چهره‌های صاحب‌نام ادبی و علمی ایران و جهان اندک‌اندک از کتاب‌های درسی کنار گذاشته می‌شوند یا جای کمتری به آن‌ها داده می‌شود.

برای مثال، در کتاب جدید فارسی سال چهارم ابتدایی، مطلبی از شخصی بنام «سمیه ژوبرت» که فرانسوی است و «به‌تازگی مسلمان شده» چاپ شده که به نظر می‌رسد بیش از ارزش ادبی، مسلمان شدن او و آن‌چه در متن آمده (قدرت خداوند) نقش اصلی را در انتخاب نوشته داشته است.

در همین کتاب، روایت جدید آرش کمانگیر با استفاده از تکه‌های بریده‌شده از شعر سیاوش کسرایی آمده است که آشکارا پیام شاعر را مخدوش می‌کند.

تهی شدن تدریجی کتاب‌ها و گفتمان آموزشی از معنا و مطالب باارزش تربیتی، ادبی و اجتماعی، و تکیه اغراق‌آمیز بر دین و مطالب دینی و سیاسیِ یکسویه و تبلیغاتی سبب سقوط کیفی و دوری آن از استانداردهای آموزش مطلوب برای جوانان شده است. این همان سوگیری ایدئولوژیک و دینی است که در همه اسناد بالادستی آموزشی از آن به عنوان هدف اصلی و اولویت آموزش در ایران یاد شده است.

در پیشگفتار کتاب‌های جدید آمده که متون بر پایه رویکرد عام برنامه درسی ملی یعنی «شکوفایی فطرت الهی» استوار است و با توجه به عناصر پنجگانه (علم، تفکر، ایمان، اخلاق و عمل) و جلوه‌های آن در چهار پهنه (خود، خلق، خلقت و خالق) نوشته شده‌اند.

بخش مهمی از بحران هویتی که در پژوهش‌های میدانی در مورد جوانان از آن سخن به میان می‌آید، نتیجه سوگیری‌های بسیار ایدئولوژیک و تبلیغاتی نظام آموزشی است که دغدغه اصلی خود را تحمیل دین دولتی و نوع خاصی از دینداری مطلوب حکومت می‌داند.

دوری جستن جوانان از گفتمان و نهادهای رسمی موضوعی ناشناخته‌ای در ایران نیست، اما بخش بزرگی از مسئولان، به جای بازاندیشی انتقادی و پرداختن به چرایی این رویگردانی و بی‌اعتنایی گسترده جوانان، بر این باورند که فقط با افزودن مطالب دینی و تبلیغات ایدئولوژیک دولتی بیشتر می‌توانند آب رفته را به جوی بازگردانند.

در ایران، نظام آموزشی و زندگی اجتماعی در کنار نهادها و رسانه‌های رسمی شرایطی دشوار، پرتنش و گاه کابوس‌گونه را به جوانان تحمیل می‌کنند. بخشی از بلاتکلیفی و سرگردانی هویتی جوانان به زندگی در جامعه‌ای باز می‌گردد که نه تنها به امپراتوری ممنوعیت‌ها تبدیل شده که افق‌های روشنی هم در برابر جوانان خود قرار نمی‌دهد. شاید کمتر کشوری با میزان درآمد و سطح اقتصادی ایران بتوان یافت که تب مهاجرت و میل گریختن از وطن در باشندگان آن تا این اندازه گسترده باشد.

حکومت مسئول مستقیم وضعیت کنونی آموزش و تباهی‌هایی است که نسل جوان و جامعه ایران آن را زندگی می‌کند.

The post آوار فاجعه حکومت اسلامی بر سر جوانان ایرانی! appeared first on کانون فرهنگی-سیاسی خلق تورکمن.

]]>
/politics/auar-fajah-hkumt-aslami-br-sr-juanan-ai/feed/ 0
نخست وزیر اتیوپی برنده جایزه صلح نوبل شد /culture/nkhst-uzir-atiupi-brndh-jaizh-slh-nubl-sh/ /culture/nkhst-uzir-atiupi-brndh-jaizh-slh-nubl-sh/#respond Fri, 11 Oct 2019 13:17:39 +0000 /?p=1929 جایزه نوبل صلح برای یکصدمین بار اهدا شد. جایزه نوبل صلح سال ۲۰۱۹ به نخست‌وزیر اتیوپی، آبی احمد، تعلق گرفت. این جایزه برای قدرشناسی از تلاش و زحمات آبی احمد در رابطه با دست‌یابی به توافق صلح با اریتره به او اهدا شد. آبی احمد شعار اصلی و وعده سیاسی خود را در یک کلام …

The post نخست وزیر اتیوپی برنده جایزه صلح نوبل شد appeared first on کانون فرهنگی-سیاسی خلق تورکمن.

]]>
جایزه نوبل صلح برای یکصدمین بار اهدا شد. جایزه نوبل صلح سال ۲۰۱۹ به نخست‌وزیر اتیوپی، آبی احمد، تعلق گرفت. این جایزه برای قدرشناسی از تلاش و زحمات آبی احمد در رابطه با دست‌یابی به توافق صلح با اریتره به او اهدا شد.

آبی احمد شعار اصلی و وعده سیاسی خود را در یک کلام به زبان آورده است: “مدمر”. واژه‌ای که برگردان آن “پیوند دادن” و “آشتی” است. او همه تلاش خود را به کار گرفت تا با شتابی حیرت‌آور وعده سیاسی خود را عملی سازد.

او از زمان به دست گرفتن زمام امور کشور اتیوپی در آوریل سال ۲۰۱۸ موفق شد به رغم مقاومت‌های بسیار و مخالفت‌های گسترده، با دشمن دیرینه اتیوپی، اریتره، بر سر برقراری صلح به توافق برسد. در سایه توافق صلح این دو کشور، هزاران زندانی سیاسی آزاد شدند و احزاب ممنوعه موفق شدند مجددا فعالیت‌های خود را آغاز کنند.

این موفقیت بزرگ سیاسی باعث شد که مهم‌ترین جایزه سیاسی جهان، جایزه نوبل صلح سال ۲۰۱۹ به او تعلق گیرد. مسئول کمیته نوبل اعلام کرده است که این کمیته با اهدای جایزه به آبی احمد در عین حال از همه کسانی که برای استقرار صلح در شرق آفریقا و بین دو کشور پیش از این متخاصم اتیوپی و اریتره تلاش کرده‌اند، قدردانی می‌کند.

تلاش‌ها و فعالیت صلح‌جویانه آبی احمد پیش از آن نیز در ماه سپتامبر سال جاری با اهدای جایزه صلح ایالت هسن آلمان مورد تحسین قرار گرفته بود.

جنگ داخلی به‌رغم توافق صلح؟

کارشناسان امور سیاسی به‌رغم توافق صلح بین اتیوپی و اریتره به راه دشوار برقراری صلح و ثبات در منطقه اشاره کرده‌اند. توافق صلح اتیوپی و اریتره برای اجرایی شدن هنوز با موانع بسیاری روبه‌رو است.

لودگر شادومسکی، رئیس بخش زبان آمهاری دویچه وله درباره توافق صلح دو کشور گفته است:

«گرچه خط پرواز مستقیم روزانه بین دو کشور پیش از این متخاصم اتیوپی و اریتره برقرار شده، اما هنوز بسیاری از نکات مطروحه در توافق صلح دو کشور اجرایی نشده‌اند. حتی گذرگاه مرزی بین دو کشور مجددا مسدود شده‌و تماس‌های دیپلماتیک بین دو کشور به حالت رکود درآمده است.»

گفته می‌شود که سیاست و راهکار آشتی‌جویانه‌ای که از سوی آبی احمد دنبال می‌شود، در اتیوپی مورد مناقشه است. بسیاری نگران آن هستند که این تلاش‌ها به جای آنکه صلح با همسایه این کشور را در پی داشته باشد، به جنگ داخلی در خود اتیوپی دامن بزند.

خشونت و قهر در کشور اتیوپی، شامل چندین قوم و ملت، رو به افزایش است. سیاست‌های اصلاحاتی نخست‌وزیر اتیوپی نیز مشکلات جدیدی به همراه داشته است.

فلیکس هورنه، یکی از مسئولان سازمان دیده‌بان حقوق بشر اعلام کرده است که تلاش‌های آبی احمد در زمینه کاهش کنترل امنیتی بر کشور، باعث شده که نظم و امنیت در بسیاری از نقاط به مخاطره افتد.

افزایش خشونت و قهر باعث شده که در سال ۲۰۱۸ بر اساس آمار منتشر شده از سوی اداره کمک‌های اضطراری سازمان ملل، حدود سه میلیون و ۲۰۰ هزار نفر از شهروندان اتیوپی ناگزیر به فرار از خانه و کاشانه شوند.

به باور مسئولان کمیته نوبل، جایزه نوبل صلح پشتوانه خوبی برای آبی احمد و پیشبرد سیاست‌های صلح‌جویانه او خواهد بود.

جایزه صلح نوبل بالغ بر نه میلیون کرون سوئد (حدود ۸۳۰ هزار یورو) است و همه ساله در روز ۱۰ دسامبر، سالروز درگذشت آلفرد نوبل در اسلو، پایتخت نروژ اهدا می‌شود.

پیش از آبی احمد، در بین چهره‌های سرشناسی که این جایزه را از آن خود کرده‌اند، می‌توان به باراک اوباما (۲۰۰۹)، نلسون ماندلا (۱۹۹۳)، مادر ترزا (۱۹۷۹) و آلبرت شوایتزر (۱۹۵۲) اشاره کرد.

در سال گذشته این جایزه به نادیا مراد، از کردهای ایزدی عراق و همچنین به دنیس موکویگی، پزشک اهل کنگو به خاطر مبارزه آن‌ها علیه بهره گرفتن از خشونت جنسی به‌مثابه سلاحی غیرانسانی در کشمکشهای سیاسی تعلق گرفته بود.

The post نخست وزیر اتیوپی برنده جایزه صلح نوبل شد appeared first on کانون فرهنگی-سیاسی خلق تورکمن.

]]>
/culture/nkhst-uzir-atiupi-brndh-jaizh-slh-nubl-sh/feed/ 0
هانتکه اتریشی و توکارچوک لهستانی برندگان جایزه نوبل ادبیات شدند /culture/hantkh-atrishi-u-tukarchuk-lhstani-brnd/ /culture/hantkh-atrishi-u-tukarchuk-lhstani-brnd/#respond Thu, 10 Oct 2019 14:04:25 +0000 /?p=1926 آکادمی سوئد برندگان جوایز نوبل ادبیات سال‌های ۲۰۱۸ و ۲۰۱۹ میلادی را اعلام کرد. جایزه نوبل ادبیات سال ۲۰۱۸ به اولگا توکارچوک، نویسنده لهستانی اعطا شد و جایزه نوبل ادبیات ۲۰۱۹ نیز به پتر هانتکه، نویسنده اتریشی مقیم فرانسه تعلق گرفت. جایزه نوبل ادبیات در سال گذشته به دلیل یک رسوایی بزرگ در آکادمی نوبل …

The post هانتکه اتریشی و توکارچوک لهستانی برندگان جایزه نوبل ادبیات شدند appeared first on کانون فرهنگی-سیاسی خلق تورکمن.

]]>
آکادمی سوئد برندگان جوایز نوبل ادبیات سال‌های ۲۰۱۸ و ۲۰۱۹ میلادی را اعلام کرد. جایزه نوبل ادبیات سال ۲۰۱۸ به اولگا توکارچوک، نویسنده لهستانی اعطا شد و جایزه نوبل ادبیات ۲۰۱۹ نیز به پتر هانتکه، نویسنده اتریشی مقیم فرانسه تعلق گرفت.

جایزه نوبل ادبیات در سال گذشته به دلیل یک رسوایی بزرگ در آکادمی نوبل سوئد به کسی تعلق نگرفت و به همین دلیل جایزه سال‌های ۲۰۱۸ و ۲۰۱۹ امسال به شکل هم‌زمان اعلام شد.

در رسوایی یاد شده موضوع بر سر ژان کلود آرنو، کارگردان و همسر کاتارینا فروستنسون یکی از اعضای کمیته داوری جایزه نوبل ادبیات بود. به گزارش رسانه‌های سوئد، آرنو طی سال‌های اخیر ۱۸ زن را که عضو آکادمی یا همسر و دختر اعضای آکادمی سوئد بوده‌اند مورد آزار یا سوءاستفاده جنسی قرار داده است.

افزون بر این آرنو هفت بار نام برندگان آتی جایزه نوبل ادبیات را که باید مخفی می‌ماندند لو داده و همچنین برای گرداندن یک کلوب فرهنگی‌که خود سرپرست آن بوده، از پول‌های آکادمی استفاده کرده است. ژان کلود آرنو در آغاز ماه دسامبر ۲۰۱۸ در دادگاه عالی سوئد به جرم تجاوز به دو سال و نیم حبس محکوم شد.

آکادمی نوبل همچنین خانم فروستنسون را متهم کرد که نام برندگان جایزه نوبل ادبیات را با همسرش در میان می‌گذاشته؛ امری که نافی تکلیف اعضای این آکادمی در “رازداری” محسوب می‌شود.

در پی این رسوایی، اصلاحاتی در آکادمی نوبل سوئد انجام گرفت و ماتس مالم، استاد ۵۴ ساله ادبیات دانشگاه یوتبری (گوتنبرگ) از اول ماه ژوئن گذشته سخنگوی دائم و رئیس آن شد. آقای مالم همان زمان اعلام کرد که به انجام اصلاحاتی که پیش از او در آکادمی آغاز شده، ادامه خواهد داد.

آکادمی سلطنتی سوئد در ماه اکتبر سال گذشته دو عضو جدید کمیته داوری جایزه نوبل ادبیات را هم معرفی کرد که یکی از آنها ژیلا مساعد، شاعر ایرانی‌تبار مقیم سوئد بود.

آخرین دریافت‌کننده جایزه نوبل ادبیات کازوئو ایشی‌گورو، نویسنده بریتانیایی در سال ۲۰۱۷ بود؛ نویسنده‌ای ژاپنی‌تبار که با رمان “بازمانده روز” به شهرت جهانی رسید. پیش از ایشی‌گورو نیز این جایزه به باب دیلن، خواننده و ترانه‌سرای آمریکایی اهدا شده بود.

جایزه نوبل ادبیات از سال ۱۹۰۱ میلادی هر ساله به یک هنرمند هنرهای کلامی اعطا می‌شود. ارزش مادی جایزه امسال نوبل ادبیات برای هر یک از برندگان ۹ میلیون کرون سوئد (معادل ۸۳۰ هزار یورو) است. اسامی برندگان جایزه نوبل ادبیات روز دهم دسامبر هر سال هم‌زمان با سالروز درگذشت بنیادگذار آن آلفرد نوبل در استکهلم اعلام می‌شود.

The post هانتکه اتریشی و توکارچوک لهستانی برندگان جایزه نوبل ادبیات شدند appeared first on کانون فرهنگی-سیاسی خلق تورکمن.

]]>
/culture/hantkh-atrishi-u-tukarchuk-lhstani-brnd/feed/ 0
«من نمی‌توانم سکوت کنم»: آهنگ ۱۵ دقیقه‌ای رپ در اعتراض به وضع موجود در ترکیه /culture/mn-nmituanm-skut-knm-nmahng-15-dqi/ /culture/mn-nmituanm-skut-knm-nmahng-15-dqi/#respond Tue, 10 Sep 2019 14:14:27 +0000 /?p=1650 یک رپر اهل ترکیه با همراهی ۱۶ خواننده هموطن‌اش یک نمآهنگ رپ اعتراضی علیه وضعیت موجود در این کشور منتشر کرد. این آهنگ ۱۴ دقیقه‌ و ۵۵ ثانیه‌ای با عنوان «من نمی‌توانم سکوت کنم» در میان مردم و شبکه‌های اجتماعی با استقبال مواجه شده است.از زمان انتشار این کلیپ تا نوشتن این مطلب (سه روز …

The post «من نمی‌توانم سکوت کنم»: آهنگ ۱۵ دقیقه‌ای رپ در اعتراض به وضع موجود در ترکیه appeared first on کانون فرهنگی-سیاسی خلق تورکمن.

]]>
یک رپر اهل ترکیه با همراهی ۱۶ خواننده هموطن‌اش یک نمآهنگ رپ اعتراضی علیه وضعیت موجود در این کشور منتشر کرد.

این آهنگ ۱۴ دقیقه‌ و ۵۵ ثانیه‌ای با عنوان «من نمی‌توانم سکوت کنم» در میان مردم و شبکه‌های اجتماعی با استقبال مواجه شده است.از زمان انتشار این کلیپ تا نوشتن این مطلب (سه روز بعد از انتشار)، ویدیوی این آهنگ بیش از ۱۵ میلیون بار در سایت یوتیوب دیده شده است.

شانیشر، خواننده رپ با نام اصلی سارپ پالور بیش از دو ماه بر روی این آهنگ کار کرده است. او در بیانیه‌ای که همزمان با انتشار آهنگ در شبکه‌های اجتماعی منتشر شد گفت: «من شاهد بوده‌ام که باور داشتن به این‌که موسیقی می‌تواند شرایط را تغییر دهد، چقدر مثبت بوده است. امیدوارم این آهنگ مردم را به واکنش وادارد.»

آهنگ «من نمی‌توانم سکوت کنم» با این کلمات آغاز می‌شود: «روزها می‌گذرد و تو نمی‌دانی چرا زندگی می‌کنی. به مشکلاتت آگاه نیستی. می‌خواهی بخندی و خوش بگذرانی. زندگی سخت است. می‌خواهی که موسیقی تو را سرگرم کند و از واقعیت دور شوی. اما ما معتقدیم موسیقی می‌تواند وضعیت را تغییر دهد. با ما همراه می‌شوی؟»

این خواننده رپ تاکید کرد که قصد موضع‌گیری سیاسی ندارد و علیه دیدگاه سیاسی خاصی نیست.

با وجود این اظهارات، بسیاری اشعار این آهنگ را انتقادی علیه بیست سال حاکمیت حزب عدالت و توسعه، حزب متبوع رجب طیب اردوغان، رییس جمهوری ترکیه توصیف می‌کنند.

بسیاری از مقامات شهرداری‌هایی که در دست مخالفان حزب آقای اردوغان است، ویدیوی این آهنگ رپ را در شبکه‌های اجتماعی به اشتراک گذاشتند.

یلماز بویوکرشن از حزب جمهوری‌خواه خلق و شهردار اسکی‌شهر واقع در غرب ترکیه، با نوشتن جمله «جرات واگیردار است» این آهنگ را در شبکه‌های اجتماعی به اشتراک گذاشت.

حمزه دا، نماینده ازمیر در پارلمان از جانب حزب عدالت و توسعه از انتشار این آهنگ انتقاد کرد و آن را یک حرکت تبلیغاتی و حمله‌ای علیه جریان متبوعش خواند.

پاملا آندرسون، بازیگر آمریکایی نیز با به اشتراک گذاشتن آهنگ «من نمی‌توانم سکوت کنم»، از هنرمندان آمریکایی خواست تا از این حرکت الهام بگیرند.

The post «من نمی‌توانم سکوت کنم»: آهنگ ۱۵ دقیقه‌ای رپ در اعتراض به وضع موجود در ترکیه appeared first on کانون فرهنگی-سیاسی خلق تورکمن.

]]>
/culture/mn-nmituanm-skut-knm-nmahng-15-dqi/feed/ 0
مصاحبه با هنرمند پیشکسوت تئاتر “عبدالحکیم بهرامی” /culture/msahbh-ba-hnrmnd-pishksut-tyatr-abdalh/ /culture/msahbh-ba-hnrmnd-pishksut-tyatr-abdalh/#respond Thu, 05 Sep 2019 18:55:16 +0000 /?p=1605 هنرمند پیشکسوت و کارشناس تأتر استان گلستان ” عبدالحکیم بهرامی ” را می توان جزو نخستین کسانی دانست که از خطه ترکمن صحرای ایران، هنر تأتر را به صورت آکادمیک فرا گرفت و برای رسیدن به هدف خود دوری از خانواده و وطن را متحمل شد.    استاد بهرامی دیدگاه خاصی نسبت به هنر تأتر …

The post مصاحبه با هنرمند پیشکسوت تئاتر “عبدالحکیم بهرامی” appeared first on کانون فرهنگی-سیاسی خلق تورکمن.

]]>

هنرمند پیشکسوت و کارشناس تأتر استان گلستان ” عبدالحکیم بهرامی ” را می توان جزو نخستین کسانی دانست که از خطه ترکمن صحرای ایران، هنر تأتر را به صورت آکادمیک فرا گرفت و برای رسیدن به هدف خود دوری از خانواده و وطن را متحمل شد.

   استاد بهرامی دیدگاه خاصی نسبت به هنر تأتر دارد و می گوید: آنچه که در تأتر تشریح می شود خود انسان ، به واسطه انسان و برای انسان است و کامل کننده آن نیز محتوای انسانی تأتر است .

وی از استاد خود ” منوچهر آذر” به عنوان پدر تأتر کلاسیک در گنبد یاد کرده و می گوید: ایشان با حضور خود در گنبد و برگزاری کلاس های آموزشی نقش بسیار ارزنده ای در ارتقاء تأتر و پرورش استعدادهای جوان این شهرستان داشته است.

بهرامی به سال ۱۳۳۶ در گنبدکاووس متولد شده و فعالیت حرفه ای خود را در سن ۱۷ سالگی ( ۱۳۵۱) با حضور در نمایش نامه ” شب ” به کارگردانی منوچهر آذر آغاز کرده و با هنرنمایی و کارگردانی در چندین نمایشنامه موفق استانی و کشوری در حال حاضر به امر نویسندگی، کارگردانی و مترجمی خبر مشغول می باشد.

برای آشنایی با این هنرمند پیشکسوت گنبدی با وی گفت و گویی انجام دادیم.

چه عواملی باعث شد که وارد عرصه تأتر شوید ؟

– از نوجوانی عاشق سینما بودم و هروقت تو محله غیبم می زد مستقیماً در سینماها سراغم را می گرفتند، تقلید بازیگران سینما و تلویزیون اولین قدم های من به دنیای نمایش بود. قصه های پیک دانش آموز آن سال ها را به صورتی خیلی ساده تبدیل به نمایش می کردم و شب ها زیر تیر چراغ برق برای بچه های کوچه بازی می کردم.

آن سال ها بهترین مشوق من مرحوم مادرم بود. علیرغم این که سوادی نداشت از هنر و ادبیات بسیار لذت می برد. حتی روزی به تشویق وی نمایشنامه ای که به زبان ترکمنی نوشته بودم به تنهایی به رادیو گرگان برده و تک نفره اجرا کردم که و پخش هم شد.

در کلاس نهم دبیرستان آقای “منوچهر آذر ” کارشناس تأتر را که من ایشان را ” پدر تأتر کلاسیک ” در گنبد می دانم آشنا شدم و ایشان مرا راهنمایی کرد تا در کلاس های تأتر اداره فرهنگ و هنر ثبت نام نمایم. بدین ترتیب پای من به طور جدی و حرفه ای به تأتر باز شد و حاصل این کلاس ها نیز نمایشنامه ای بود نوشته “امین فقیری” به نام “شب” که در سال ۱۳۵۱ به کارگردانی “سهراب مغروری” از شاگران ” آذر” بروی صحنه رفت و من نقش کوچکی در آن ایفا کردم .

– دیدگاه شما نسبت به هنر تأتر چیست ؟

تأتر هنر تشریح انسان، با انسان، به انسان، به شکلی انسانی است. به نظرم این یک تعریف کامل از تأتر است. چیزی که در تأتر تشریح می شود انسان است و توسط انسان های بازیگر، برای تماشاچی که آن هم انسان است. محتوای نمایش هم اگر انسانی باشد کار دیگر تمام است.

تا کنون در کدام نمایش ها حضور داشتید؟

– اولین کار حرفه ایم بازی در نمایشنامه “شب” نوشته امین فقیری بود. سال بعد در نمایشنامه “سنت” نوشته “عزت ا.. نوید” به کارگردانی ” منوچهر آذر” بازی نسبتًاً ماندگاری داشتم و در سن هفده سالگی در نقش پیرمردی ۷۵-۷۰ ساله ظاهر شدم. که برای شرکت در جشنواره مشهد انتخاب شد.

سال ۱۳۵۴ سال پرکاری برایم بود. در این سال نویسندگی، کارگردانی و بازی در نمایشنامه “شهرفرنگ” را بر عهده داشتم، در نمایشنامه های “صبح طلوع می کند” نوشته ابراهیم مکی به کارگردانی مرحوم ” نورمحمد گوکلانی” و هم چنین نمایشنامه “اورال” نوشته “آی محمد آی محمدی” و به کارگردانی “منوچهر آذر” به عنوان بازیگر حضور داشتم. سال ۵۴ نمایشنامه “سیاه” نوشته “علی نصیریان” را کارگردانی کردم. سال ۱۳۵۵ نمایشنامه “قاراچوین” نوشته “آی محمد آی محمدی” به کارگردانی ” آهنگری” آخرین نمایشنامه ای بود که من قبل از انقلاب در آن حضور داشتم.

پس از انقلاب اسلامی، در سال ۱۳۵۸ برای ادامه تحصیل در رشته تأتر به ترکیه رفتم. هر چند دوران سختی از جهت مالی داشتم ولی بهرحال موفق به کسب مدرک کارشناسی تأتر از یکی از معتبرترین دانشکده های آنکارا شدم.

پس از بازگشت از ترکیه اوایل سال ۷۰ در تهران در نمایشنامه “آدم ها و آهوان” نوشته “هوشنگ اسدی” و کارگردانی “مریم معترف ” به عنوان نوازنده و خواننده ترکمن و در عین حال مشاور فولکلوریک کارگردان حضور داشتم. در سال ۷۱ در نمایشنامه “پرندگان دریایی” نوشته و کارگردانی “آی محمد آی محمدی” شرکت داشتم که ضمن بازی در این نمایش کمک کارگردان نیز بودم.

سال ۱۳۷۴ در همایش “همایش اقوام ایرانی” در فرهنگ سرای بهمن تهران مسئولیت معرفی ترکمن را بر عهده داشتم. برای این منظور نمایشنامه ای آماده کردم تحت عنوان “بندی میان شدن تا رفتن” که تجربه ای جدید بود از تلفیق درام و اطلاعات مستند. سپس همین نمایشنامه را به صورت کاملاً دراماتیک بازنویسی کرده برای جشنواره فجر آماده کردم. در این نمایش نیز هم به عنوان نویسنده، هم کارگردان و هم بازیگر حضور داشتم.

این نمایش سپس در سال ۷۵ پس از ترجمه به زبان ترکمنی از طرف صدا و سیمای مرکز گرگان برای شرکت در جشن پنجمین سال استقلال ترکمنستان به این کشور رفت که با حضور خودم در شهرهای عشق آباد و مرو اجرا شد که درآنجا نیز شدیداً مورد استقبال قرار گرفت.

آخرین نمایشی که از من روی صحنه رفت نمایش “در پناه همسایه” بود که در سال ۱۳۷۵ به کارگردانی سیروس تقی نژاد در گرگان در تالار فخرالدین اسعد گرگانی به روی صحنه رفت.

 

– در چه جشنواره هایی شرکت داشتید؟

– سال ۷۴ با نمایشنامه “بندی میان شدن تا رفتن” در چهاردهمین جشنواره تأتر فجر شرکت داشتیم، که بعد از موفقیت در جشنواره های استانی و کشوری به جشنواره فجر راه یافتیم

– در تأتر دنبال چه چیزی بودید؟

– فکر می کنم همه بازیگرها در وهله نخست به خاطر نمایش توانایی خودشان وارد این عرصه می شوند. در تأتر یک کار فکری انجام می شود. یک کار فکری زنده و رو در رو. بزرگترین ویژگی تأتر هم در همین زنده بودن و هم نفس بودن با تماشاچی است. یعنی آدم در تأتر میتونه تماشاچی رو بخنداند ، به گریه بیاندازد ، به هیجان بیارود و میتواند به تفکر وادارش کند. درواقع من در تأتر به دنبال ارتباط با تماشاچی برای هدایت آن ها به سمت خوبی ها و زیبایی ها بوده و هستم. این کار همان امر به معروف و نهی از منکراست.

– چرا در سال های اخیر از تأتر دور بودید؟

–پس از اتمام تحصیلات در ترکیه و بازگشت به وطنم بدنبال شغل مناسبی بودم ، موقعیتی پیش آمد تا به عنوان مترجم زبان ترکی استانبولی کار کنم. اکنون این کار هنوز هم که هنوز است روی پیشانی من مانده ، در حالیکه این زبان را برای آموزش تأتر یاد گرفته بودم. ولی حالا این کار منبع درآمد من شده است و علت دوری من از تأتر مسئله اداره خانواده است.

– در پایان اگر حرف خاصی دارید بیان کنید.

ما از جهت فرهنگ و ادبیات بسیار غنی هستیم. که بسیاری از اینها در دنیا هنوز ناشناخته اند. وقتی زیبایی ها در قالب نمایش یا فیلم به دنیا عرضه شود ملل مختلف دنیا، به هر زبان و آیینی که باشند خود به خود جذب این زیبایی ها میشوند. چون حس زیبایی در نهاد آدمی بودیعه گذاشته شده. خدا زیباست و زیبایی رو دوست دارد. پس باید این زیبایی ها از خاک خوردگی بیرون آمده و عرضه شوند..

– چه توصیه ای به جوانان علاقمند به تأتر دارید؟

در دنیای معاصر به تأتر بعنوان یک علم نگریسته می شود. علمی که باید کسبش کرد.مسائل انسانی در تأتر امروز، مثل یک روانشناس یا جامعه شناس توسط کارگردان و بازیگران کنکاش می شود. هر چیزی باید منطق خودش را داشته باشد، در غیر این صورت تماشاچی دیگر نمی پذیرد. از آن جایی که علم دائما ًدر حال تکامل است؛ پس بازیگر و کارگردان و حتی نویسنده نمایشنامه هم باید مرتب سطح علم و آگاهی خود را بالا ببرد. انسان وقتی علمش بیشتر باشد می تواند برای جامعه مفید باشد.پس باید آموخت و آموخت. و گرنه تماشاچی با استقبال نکردن جواب این نقصان را خواهد داد. لذا توصیه من به علاقمندان به این رشته این است که اگه واقعا این هنر را دوست دارند از طریق آکادمیک و دانشگاهی آن را دنبال کنند. بازی در چند نمایشنامه در سطح شهر به هیچوجه نمیتواند آینده هنری آنها را بسازد. اینکار پشتوانه علمی قوی میخواد و مرتب باید جوابگوی خواستهای مردم باشد. آدم هر چه بیشتر بداند ، هر چه که بیشتر ببیند چیزی که خلق میکند غنی تر و در نتیجه دارای مخاطب بیشتر خواهد بود.

گنبدکاووس – پیک گنبد- مصطفی صبوحی

The post مصاحبه با هنرمند پیشکسوت تئاتر “عبدالحکیم بهرامی” appeared first on کانون فرهنگی-سیاسی خلق تورکمن.

]]>
/culture/msahbh-ba-hnrmnd-pishksut-tyatr-abdalh/feed/ 0